جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٧٢
گسترش دهد و موقعيّت سياسى خويش را تثبيت نمايد. به همين منظور نمايندگانى اعزام مىداشت و از امير مؤمنان عليه السلام مىخواست هر چه سريعتر داوران، كار خود را آغاز كنند.
سرانجام در سال ٣٨ هجرى، دو هيأت نمايندگى همراه چهارصد نفر در «دُومَةُ الْجَنْدَلْ» «١» اجتماع كردند. سرپرستى هيأت اعزامى امير مؤمنان عليه السلام به عهده ابن عبّاس بود. «٢» برخى از ياران على عليه السلام هنگام حركت هيأت، سفارشها و توصيّههاى لازم را به ابوموسى كردند؛ «٣» ولى سخنان آنان كمترين تأثيرى در وى نبخشيد و او همچنان به داماد خود «عَبدُ اللَّهَ بنَ عُمر» نظر داشت و مىگفت: به خدا سوگند، اگر بتوانم سيره عُمر را زنده مىكنم. «٤» عمرو عاص در اوّلين برخورد با ابوموسى از وى احترام و تجليل كرد و كوشيد دل او را به سوى خود جذب كند. آن دو پس از انجام كارهاى مقدّماتى به شور نشستند. ساير افراد، در دو سوى ايستادند و منتظر نتيجه ماندند. ولى هيأت نمايندگى شام از نظم و انضباط خاصّى برخوردار بود.
ملاقاتها و گفتگوها با احتياط انجام مىگرفت. معاويه براى عمرو عاص نامه نوشت امّا كسى جز وى از مضمون نامه آگاه نشد. امّا هيأت نمايندگى عراق، به دور از احتياط به بحث و هياهو مىپرداختند. امير مؤمنان عليه السلام نامهاى براى ابن عباس نوشت. هنوز پيك از شترش پياده نشده بود كه پيرامونش را گرفتند و خبر نامه را مىپرسيدند. اين كار را با ابن عباس نيز