جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٢٩
اميرالمؤمنين عليه السلام پيش از نبرد، نام يكايك قبايل شام را پرسيد، سپس به قبايل سپاه خود فرمان داد هر يك در برابر افراد قبيله هم نام و هم شأن خود كه در صف دشمن قرار دارند به جنگ پردازند. «١» علامت سربازان اسلام پارچههاى سفيدى بود كه به سر و بازوهاى خود بسته بودند و شعارشان: يا اللّهُ، يا احَدُ، يا صَمَدُ، يا رَبَّ مُحَمَّدٍ، يا رَحْمنُ، وَ يا رَحيمُ بود.
ولى نشانه سپاهيان معاويه پارچههاى زردى بود كه به سر و بازوان خود بسته بودند و شعارشان چنين بود: نَحْنُ عِبادُاللّهِ حَقّاً حَقّاً، يا لَثاراتِ عُثمان «٢».
دعوت به قرآن امير مؤمنان عليه السلام پيش از آنكه با نيرنگ «عمروعاص» رو به رو گردد براى بيدار كردن افكار جمعيّت و اتمام حجّت به دشمن، آن هم در وقتى كه كمترين ضعفى در نيروهاى او احساس نمىشد، پيشهاد كرد: شخصى قرآن را بگيرد و پس از نزديك شدن به دشمن آنان را به حكومت قرآن دعوت نمايد. فردى به نام «سعيد» برخاست و اعلام آمادگى كرد. امام بار ديگر پيشنهاد خود را تكرار كرد؛ و تنها همان جوان استقبال كرد؛ چون بيشتر افراد كشته شدن را قطعى مىدانستند.
«سعيد» قرآن را گرفت و خطاب به سربازان دشمن گفت:
اى مردم! طغيان و سركشى را كنار بگذاريد. امير مؤمنان عليه السلام شما را به حكومت و داورى قرآن دعوت مىكند. راه راست اختيار كنيد! راهىكه مهاجران و انصار رفتهاند.