جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٠١
شهر پرداخت و با اموال فراوانى به شام بازگشت. «١» امير مؤمنان عليه السلام چون از اين وقايع خبر يافت، خطبه مشروحى در فضيلت جهاد و عواقب وخيم ترك اين وظيفه اسلامى ايراد كرد، و ضمن آن فرمود:
من شب و روز، پنهان و آشكار شما را به پيكار اين جمعيّت دعوت كردم و گفتم پيش از آن كه با شما بجنگند، با آنان نبرد كنيد ... ولى شما سستى به خرج داديد و تكليف جهاد را به گردن يكديگر افكنديد تا آنكه از اطراف، پى در پى مورد حمله و غارت قرار گرفتيد و سرزمينهاى شما را مالك شدند. اين، مرد غامدى است كه با سربازانش به شهر انْبار حمله كرده و حَسّانِ بْنِ حَسّانِ بَكْرى فرماندار آن شهر را كشته و سربازان شما را از پايگاههايشان بيرون رانده است.
به من خبر رسيده كه يكى از آنان به خانه زن مسلمان و اهل كتاب تَحْتُ الْحِمايَه مسلمانان، وارد شده و زينتآلات آنان را از تنشان بيرون آورده است، سپس با غنيمت فراوان بازگشتهاند؛ بدون اينكه حتى يك نفر از آنان زخمى گردد و يا قطره خونى از آنان ريخته شود. اگر به خاطر اين حادثه، مسلمانى از روى تأسف بميرد، بجاست و هرگز قابل سرزنش نخواهد بود. «٢» عبداللّه بن مَسْعَدَه عبدالله، در ابتدا از علاقمندان به امام بود؛ ولى به خاطر دنياپرستى پس از مدّتى جذب معاويه شد و در رديف سرسختترين دشمنان امير مؤمنان عليه السلام درآمد.