جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٠٥
تا وقتى كه خطر معاويه براى اسلام وجود داشت، موقعيّت و حفظ مصالح اسلام ايجاب مىكرد كه امير مؤمنان عليه السلام در كوفه بماند.
ب- قاسطين دوّمين خطر موجود بر سر راه حكومت اميرالمؤمنين عليه السلام خطر «قاسطين» بود. «قاسطين»، از عوامل و گروههايى تشكيل شده بود كه هر يك بهگونهاى از حكومت حضرت، ضربه خورده بودند و با ادامه حاكميّت حضرت على عليه السلام ممكن نبود به خواستههاى نفسانى خود برسند.
در رأس اين گروهها معاويه قرار داشت كه بقيّه را- با توجه به موقعيّت سياسى و اجتماعى خود- پيرامون خويش گرد آورده بود.
معاوية بن ابىسفيان در سال دوازدهم هجرت، هنگامى كه ابوبكر لشكرى را تحت فرماندهى «يزيد بن ابى سفيان» به جنگ با روميان گسيل داشت، به عنوان پرچمدار، همراه لشكر به شام رفت. و پس از مرگ برادر، از سوى خليفه، به فرماندهى سپاه شام منصوب شد. در دوران خلافت عثمان سرزمينهاى ديگرى نيز به قلمرو حكومتى او افزوده شد.
بدين ترتيب وى نوزده سال با آسودگى خاطر بر شام حكومت كرد.
زمانى كه امير مؤمنان عليه السلام زمام امور را به دست گرفت از فرمان آن حضرت سرپيچى كرد. او به محض آگاهى از بيعت مردم با حضرت على عليه السلام نامهاى بدين مضمون براى زُبَير نوشت:
از معاويه به بنده خدا «زبير»، امير مؤمنان! من، براى تو از مردم شام بيعت گرفتهام. آنان يك پارچه سر در قيد اطاعت و انقياد تو نهادهاند. براى بيعت با تو به ما فشار آوردهاند. تو كوفه و بصره را