جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٨٦
وَهَب، همچنان بر عقيده باطل خود و لزوم نبرد پافشارى كرده و فرياد مىزدند:
«الرَّواحَ، الرَّواحَ الَى الْجَنَّةِ» پيش به سوى بهشت.
و بر سپاه اميرالمؤمنين عليه السلام حمله بردند. «١» حضرت امير عليه السلام صفهاى سپاه خويش را آراست. ميمنه را به حُجْرِ بنِ عَدىّ، ميسره را به شَبَثِ بْنِ ربعى و فرماندهى سواره نظام را به ابو ايُّوب انصارى و پياده نظام را به ابو قُتاده داد. قَيْسِ بن سعد را نيز فرمانده مردم مدينه- كه حدود هشتصد نفر بودند- كرد و خود در قلب لشكر قرار گرفت. «٢» تيراندازى از سوى خوارج آغاز شد. زمانى كه پيكر آغشته به خون فردى را نزد امام آوردند، فرمود:
اينك كشتن اين قوم بر ما روا شد. بر آنان يورش بريد. «٣» دو سپاه به هم درآويختند. در آغاز، گرچه سواره نظام سپاه اسلام بر اثر سنگينى حمله دشمن، از موضع خود عقب نشست و نظمش از هم پاشيد و خوارج چون تيرى از ميان آن، وارد شدند و به عزم قلب سپاه پيش تاختند؛ ليكن چند لحظه بيش نگذشت كه وضع دگرگون شد.
تيراندازان،- ستونى كه از پيش در مواضع مشخصى پس از سواره نظام، قرار داده شده بودند- آنان را هدف تيرهاى خود ساختند و غاف جلوههاى رفتارى امام على(ع) ١٩٣ شهادت مالك ص : ١٩٢ لگيرشان كردند؛ بگونهاى كه نه راه پيشروى داشتند و نه راه بازگشت و نيروى سواره كه خوارج مىپنداشتند پشت كردهاند همراه دو جبهه چپ و راست