جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٩٦
هرچه زودتر به فريادشان برسيد، مبادا مصر را از دست شما بگيرند.
مصر اگر در دست شما باشد موجب عزّت شما و ضعف دشمنانتان خواهد بود، ميعادگاه ما فردا، اردوگاه «جَرَعَه». «١» امام پيش از ديگران به اردوگاه رفت و تا ظهر صبر كرد ولى مردم كمتر از صد نفر آمده بودند. ناچار به كوفه بازگشت. چون شب شد سران قبائل را فراخواند و فرمود:
خدا را در برابر اين قضا و قدر كه مرا به شما مبتلا كرده است، سپاس مىگويم. اى گروهى كه هرگاه فرمان دادم اطاعت نكرديد و هر زمان دعوتتان نمودم اجابت ننموديد! ... براى يارى كردن خويش و جهاد در راه حقّ خود منتظر چه هستيد؟ مرگ، يا ذلّت؟ ... آيا در ميان شما دينى نيست كه شما را متحد سازد؟ و آيا غيرتى نيست كه شما را بسيج كند؟ ... آيا شگفتآور نيست كه معاويه، جفا پيشگان پست را فرا مىخواند و آنان بدون انتظار بخشش و كمكى متابعتش مىكنند؛ ولى من شما را- كه بازماندگان اسلام و بقاياى مردميد- دعوت مىكنم، مخالفت مىكنيد. مرا تنها مىگذاريد و پراكنده مىشويد! «٢» سخنان امير مؤمنان عليه السلام غيرت مالك بن كعب را برانگيخت. از ميان جمعيّت برخاست و اعلام آمادگى كرد. امام به خدمتگزارش «سَعْد» دستور داد در ميان مردم بانگ زند و همراه مالك به سوى مصر حركت كنند. پس از گذشت يك ماه حدود دو هزار نفر به گرد مالك جمع شدند و به سوى مصر حركت كردند. پس از پنج روز پيمودن راه، نماينده حضرت