جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٧٨
به تو و پيامبران پيش از تو وحى شده است كه در صورت مشرك شدن، اعمالت از ميان مىرود و از زيانكاران خواهى بود.
ابن كوّاء با قرائت اين آيه خواست به امير مؤمنان عليه السلام گوشه بزند كه هر چند سوابق و خدمات تو در اسلام قابل انكار نيست ولى با كفر خودت، اعمال گذشتهات را به هدر دادى.
امام سكوت كرد و چون آيه به آخر رسيد، نمازش را ادامه داد. ابن كوّاء براى دوّمين بار آيه را خواند. مجدداً امير مؤمنان عليه السلام سكوت كرد.
پس از چند بار كه وى آيه را تكرار كرد و مىخواست وضع نماز را بر هم زند، امام اين آيه را خواند:
«فَاصْبِرْ انَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذينَ لا يُوْقِنُونَ». «١» صبر كن، وعده خدا حقّ است (و خواهد رسيد). مردم بىايمان و يقين، تو را سبك و خشمگين نسازند.
و بىاعتنا به نماز ادامه داد. «٢» روش امير مؤمنان عليه السلام اين بود كه پاسخ شعارها و اعتراضهاى آنان را با منطقى روشن مىداد تا شايد به لغزشهاى فكرى خود پى برند و از آن دست بردارند. از اين رو مىفرمود:
خوارج اگر سكوت كنند آنان را جزو جماعت خود مىدانيم و اگر لب به اعتراض بگشايند، با منطق و برهان، برخورد مىكنيم و اگر بر ضدّ ما قيام كنند، به جنگشان مىرويم. «٣»