جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٧٨
خود، مسلمانان را به شورش عليه خليفه دعوت كرد. «١» وى چون آتش شورش را برافروخت و خود را در هدفش موفق ديد به سوى مكّه رهسپار گرديد و هر آن در انتظار كشته شدن عثمان و بيعت مردم با طلحه بود.
وقتى خبر قتل عثمان به او رسيد گفت: عثمان از رحمت خدا دور باد.
او در اثر كارهايش كشته شد، خداوند بر بندگان ستم نمىكند. «٢» عايشه، پس از حادثه قتل عثمان، به مردم مىگفت: كشته شدن عثمان، شما را دلگير نكند، اگر او كشته شد، اينك طلحه، بهترين و لايقترين فرد براى مقام خلافت، در ميان شما حاضر است. با او بيعت كنيد و از تفرقه بپرهيزيد.
او پس از اين سخنان با شتاب به سوى مدينه رهسپار گرديد و مطمئن بود كه مقام خلافت پس از عثمان از آنِ طلحه خواهد بود؛ از اين رو در ميان راه با خود زمزمه مىكرد: گويا: با چشم خود مىبينم كه مردم دست بيعت به طلحه مىدهند. مركب را با سرعت برانيد تا خود را به وى برسانم. «٣» در بين راه، به عُبَيْدِ بْنِ امّ كِلاب- كه از مدينه مىآمد- برخورد كرد. از اوضاع مدينه پرسيد عبيد گفت: مردم عثمان را كشتند جلوههاى رفتارى امام على(ع) ٨٤ نخستين برخورد ص : ٨٤ و پس از قتل او هشت روز بلاتكليف ماندند. عايشه گفت: بعد چه شد؟ گفت: الْحَمْدُ لِلّه كار به خير انجاميد و مسلمانان يكدل و يكصدا على بن ابيطالب را برگزيدند.
عايشه با شنيدن اين خبر گفت:
به خدا سوگند اگر امر خلافت به نفع على عليه السلام تمام شود جا دارد كه آسمانها خراب گردد. مرا برگردانيد، مرا برگردانيد. «٤»