جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٦٩
روبهرو شود و عقدههاى فكرىشان را بگشايد، نخست ابن عباس را به سوى آنان فرستاد. و چون مىدانست قانع ساختن آنان- به خاطر نداشتن قدرت تجزيه و تحليل- مهارت و بصيرت فوقالعادهاى لازم دارد به ابن عبّاس سفارش كرد در سخن گفتن با آنان عجله نكند و درنگ كند تا وى بيايد. «١» ولى با ورود ابن عبّاس آنان بحث و گفتگو را آغاز كردند. او نيز ناچار به سخن پرداخت و با استناد به آيهاى از قرآن «٢» و حكم عقل، مشروعيّت «حَكَمِيَّت» را ثابت كرد؛ ولى آنان در پاسخ همان حرفهاى هميشگى خود را تكرار كردند. «٣» به دنبال ابن عبّاس امام نيز به سوى آنان رفت و در خيمه يزيد بن قيس- كه از قبل شناسايى شده بود- وارد شد. و پس از اقامه دو ركعت نماز به سوى جمعيّت حركت كرد. ابتدا پرسيد: رهبر شما كيست؟ گفتند: «ابنُ الْكَوّاء» فرمود: چه چيز شما را عليه ما برانگيخت؟ گفتند: تعيين حكميّت از ناحيه شما. فرمود: حكميت چيزى بود كه خود شما پيش آورديد و من سخت مخالف آن بودم. آنان ضمن تأييد سخنان آن حضرت، روش فعلى خود را چنين توجيه كردند كه كارهاى گذشته ما كفر بوده و ما از آن توبه كردهايم. تو نيز توبه كن تا بار ديگر با تو بيعت كنيم.
امام فرمود: «انّى اسْتَغْفِرُ اللّهَ مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ» خوارج كه تصور كرده بودند حضرت از پذيرش حكميّت توبه كرده است همگى با امير مؤمنان عليه السلام به