جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٦٥
برخى از نكات آموزنده آن اشاره مىكنيم.
جنگ صفين ثابت كرد كه تمام پيشبينىها و موضعگيرىهاى امير مؤمنان عليه السلام از ابتداى امر درباره معاويه مطابق با واقعيتها و شناخت عميق از اين عنصر بوده است.
اگر محيط فاسدى كه معاويه به وجود آورده بود و افرادى كه موقعيّت او را براى رسيدن به جاه و مقام تثبيت مىكردند نبودند، هرگز آن همه بدبختىها و هلاكتها بهوجود نمىآمد. امير مؤمنان عليه السلام با فرمان عزل معاويه از مقامش و جلوگيرى از ستم و طغيان وى از طريق نبرد با او ثابت كرد كه به هيچ وجه تحمّل پذيرفتن عناصر فاسد و مفسدى چون معاويه را ندارد.
در طول نبرد براى لشكريان شام، ثابت شد كه سپاه اسلام از جهت نيروى ايمان و روح دلاورى بر سپاه شام برترى چشمگيرى دارد؛ از اين رو معاويه براى رهايى از نابودى و شكست متوسّل به حيله شد.
بىشك، عامل عمده و اساسى اين برترى، رهبرى الهى و فداكارىهاى شخص امام و فرزندان و ياران قهرمانش بود.
نيروهاى اسلام تا وقتى كه تحت فرمان امير مؤمنان عليه السلام بودند، به پيروزىهاى چشمگيرى دست يافتند؛ ولى به محض شروع خودسرىها و سرپيچى از دستورهاى فرماندهى، نتايج وخيمى متوجّه اسلام و مسلمانان شد.
جنگ صفين، اين درس را آموخت كه اگر پيروان حقّ بر موضع خود پافشارى كنند حقّ، غالب و حاكم خواهد شد؛ ولى اگر به خاطر خسارات جزئىِ مالى و حتّى جانى دست از موضع خويش بردارند و سازش پيشه گيرند، بديهى است باطل بر آنان چيره و حاكم خواهد گشت.