جلوههاى رفتارى امام على(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٤٧
اهل عراق براى اين است كه هر كس بايد از خانه خود دفاع كند.» در مورد پايان دادن به جنگ نيز جواب منفى نداد و گفت: نظرم به زودى اعلام مىشود. «١» عتبه در اين ملاقات، موفّق شد زمينه تمايل به صلح را در اشعث به وجود آورد و او را براى پذيرش پيشنهادها و طرحهاى بعدى و اجرا و تبليغ آنها در ميان سپاهيان عراق به عنوان يك عامل با نفوذ، آماده سازد.
معاويه علاوه بر اين كه دستور داد جريان ملاقات عتبه با اشعث و حرفهايى كه ميان آن دو ردّ و بدل شده است در ميان سپاه عراق منتشر شود، از عمرو خواست نامهاى به ابن عباس بنويسد. او چنين نوشت:
... تو پس از على سرور اين جمع هستى، بنابراين گذشته را فراموش كن و به فكر آيندهات باش. سوگند به خدا اين جنگ براى ما و شما زندگى و توان باقى نگذاشته است. بدانيد! هر يك از شام و عراق به دست نمىآيند مگر با نابودى ديگرى، و صلاح هيچكدام از دو طرف در هلاكت طرف مقابل نيست. در ميان ما و شما هستند كسانى كه از جنگ بيزارى مىجويند. تو مشاور امينى هستى؛ ليكن اشتر مردى سنگدل است و روا نيست كه طرف مشورت قرار گيرد. «٢» ابن عباس نامه را به اميرالمؤمنين عليه السلام عرضه كرد. امام خنديد و فرمود:
خدا بكشد عمرو عاص را چه چيز او را وادار كرده كه درباره تو طمع بورزد؟ پاسخش را بده.
ابن عباس با بيانى مستدلّ و افشاگرانه به عمرو پاسخ داد و اميدش را قطع كرد. «٣»