تولى و تبرى در قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٦٥
در جواب بايد گفت: اسلام اهل اديان ديگر را وادار به ترك دين خود و پذيرش حتمى اسلام نمىكند، بلكه با استدلال عقلانى آنان را به هدايت فرا مىخواند و چون اين مكتب غنى و استدلالى و هدايتگر راه راست است به طور طبيعى، دليلى بر ارتداد نيست مگر پيروى از هواى نفس و دنياطلبى. بنابراين، كسى كه اسلام را مىپذيرد و پس از مدتى از آن برمىگردد و به دين ديگر عدول مىكند، سپس به دين ديگر و همچنان از دينى به دينى تغيير عقيده مىدهد، روشن است كه چنين كسى تشنه معرفت نيست و به دنبال سرچشمه حقيقت نمىگردد، بلكه به دنبال بازيچه قرار دادن دين است. چنين برخوردى با دين سبب ضعف و سوء تبليغ مىشود.
هيچ مكتبى اجازه نمىدهد كه به بهانه تحقيق، عقايد و معارفش ملعبه افراد شكاك و ضعيف الاراده و دودل قرار گيرد.
انَّ الَّذينَ ءامَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ ءامَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ ازْدادُوا كُفرًا لَم يَكُنِ اللَّهُ لِيَغفِرَ لَهُم ولا لِيَهدِيَهُم سَبِيلًا. (نساء: ١٣٧)
آنها كه ايمان آوردهاند، پس از آن كافر گشتهاند، باز ايمان آورده و سپس كفر ورزيدهاند، پس از آن به كفر خود افزودهاند، بر خداست كه آنان را نبخشد و به راه مستقيم هدايتشان نكند.
از اين آيه بر مىآيد كه شخص مرتد حالش به مراتب بدتر از كافرى است كه در دين باطل خود ثابت است. «١» پرسش ١. شيوههاى تبرّى از كفّار را بنويسيد:
٢. به چه دليل فروش اسلحه به كفّار حرام است؟
٣. آيه «لَهْوَ الْحَديثِ» در ارتباط با برائت چه پيامى دارد؟
٤. اختلاط زنان مسلمان با زنان بيگانه بر چه اصلى استوار است؟
٥. در برخورد با افراد بدعتگذار و مرتد بايد چه مواضعى گرفت؟
٦. با ستمگران و اهل فسق چگونه بايد برخورد كرد؟
٧. به چه دليل افشاگرى نسبت به فاسقان جايز است؟
٨. چرا برخورد با مرتد مخالف تحقيق و آزادى انديشه نيست؟