تولى و تبرى در قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٣٣
در جواب بايد گفت: خطاب «انْتُمْ» متوجّه عدّهاى است كه خود را به اسلام منتسب مىكنند، نه متوجّه همه مسلمانان صدر اسلام يا مسلمانان اعصار بعدى، به عبارت ديگر، مخاطبان آيه ياد شده تنها مسلمانان ضعيف الايمان و سست عقيدهاند.
اسلام و ديگران شايد بپرسيد معروف و معمول اين است كه بنيانگذاران و رهبران مكتبها و مسلكها در ميان پيروان خود روح تعصب و عناد مىدمند و آنان را نسبت به گروهها و فرقههاى ديگر بدبين مىسازند، و قرآن نيز اين سياست را به كار گرفته و مسلمانان را به تباعد و دورى از دشمنان فرا مىخواند و از دوستى و رابطه با غير خودشان پرهيز مىدهد. پس مسالمت و محبّت و رحمت و مودّت در كجاى اسلام است و چه فرقى است ميان مسلمانان و يهود كه منطقى جز برترى نژادى و تعصب قومى ندارند؟! پاسخ اين است كه محبّت داشتن به كفار و همراز گرفتن آنان چيزى است و رابطه متقابل و داد و ستد و رعايت حقوق همديگر چيزى ديگر.
اسلام از اوّلى نهى مىكند و درباره دوّم نسبت به كسانى كه «حربى» نيستند هيچ گونه منعى ندارد، بلكه قرآن، مسلمانان را از دوستى و ارتباط با كسانى پرهيز مىدهد كه برايشان دام مىگسترند و خدعه به كار مىبندند.
انگيزه طرح دوستى با كفّار ارتباط نزديك با دشمنان خدا و كافران ممكن است به علل و عواملى انجام گيرد كه مهمترين آنها عبارت است از:
١. ترس از گردش ايّام برخى زندگى خود را با قطبنماى زمان مىسنجند و زنگ سياستشان را به اقتضاى وقت و نوسانات گردش ايّام و مصالح شخصى تنظيم مىكنند، به آينده حق و باطل چشم مىدوزند. اگر نشانههاى پيروزى را در جبهه حق و حقجويان جستند به آن مىپيوندند و اگر جبهه دشمن را قوى يافتند موضع خود را در پيش آنها تقويت مىكنند و ارتباطشان را توسعه مىدهند.