تولى و تبرى در قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٦٣
و همچنين تأييد، توجيه و تبرئه عمل آنها، از مصاديق روشن تكيه بر ستمگران است كه از آن بايد پرهيز كرد.
٢. قطع هر نوع همكارى و مساعدت فكرى و عملى با اهل فسق و فساد، راه دوّم تبرّى از آنهاست.
وَ لاتَعاوَنُوا عَلَى الْاثْمِ وَ الْعُدْوانِ. (مائده: ٢)
در گناه و تجاوز يكديگر را يارى نكنيد.
حضرت امام سجّاد (ع) مىفرمايد:
ايَّاكُمْ وَ صُحْبَةَ الْعاصينَ وَ مَعُونَةَ الظّالِمينَ وَ مُجاوَرَةَ الْفاسِقينَ احْذَرُوا فِتْنَتَهُمْ وَ تَباعَدُوا عَنْ ساحَتِهِمْ. «١» از دوستى گنه پيشگان، يارى ستمگران و همراهى فاسقان بپرهيزيد، از فتنه و آشوب آنان بترسيد و از حضور در كنارشان دورى جوييد.
٣. افشاگرى و غيبت عصيانگران، راه ديگرى است براى برائت از آنها و اين روشى است كه سنّى و شيعه در آن اتّفاق نظر دارند. «٢» لَا يُحِبُّ اللَّهُ الجَهرَ بِالسّوءِ مِنَ القَولِ الّا مَن ظُلِمَ. (نساء: ١٤٨)
خداوند بلند كردن صدا را به بدگويى دوست نمىدارد، مگر از ستمديده.
پيامبر اسلام (ص) مىفرمايد:
مَنْ الْقى جِلْبابَ الْحَياءِ فَلا غَيْبَةَ لَهُ. «٣» هر كس پرده حيا را بيفكند غيبتش جايز است.
امام صادق (ع) مىفرمايد:
اذا جاهَرَ الْفاسِقُ بِفِسْقِهِ فَلا حُرْمَةَ لَهُ وَ لاغِيْبَةَ. «٤» هر گاه فاسق آشكارا عمل ناشايست انجام دهد، احترام و غيبتى ندارد.