تولى و تبرى در قرآن

تولى و تبرى در قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ١٥

ولايت امام معصوم (ع)؛ ولايت فقيه؛ ولايت مؤمنان.
الف. ولايت خدا كسى كه ولايت فردى را به عهده مى‌گيرد، بايد نسبت به امور وى توانا و آگاه باشد و حيات او را تدبير نمايد و در غير اين صورت ولايت او بى‌معناست. قرآن اين حقيقت را ضمن مقايسه‌اى ميان ولايت خدا و خدايان دروغين و ساختگى، ترسيم مى‌كند:
اللَّهُ الَّذى خَلَقَكُم ثُمَّ رَزَقَكُم ثُمَّ يُميتُكُم ثُمَّ يُحييكُم هَل مِن شُرَكاكُم مَن يَفعَلُ مِن ذلِكُم مِن شَى‌ءٍ سُبحنَهُ وتَعلى‌ عَمّا يُشرِكون. (روم: ٤٠)
خداوند است كه شما را آفريد و بعد روزيتان داد. پس از آن، شما را مى‌ميراند و سپس زنده مى‌كند. آيا از شريكان شما كسى هست كه چيزى از آن كارها را انجام دهد. او منزّه و برتر است از آنچه بر او شرك مى‌ورزند.
انواع ولايت خدا:
١. ولايت تكوينى: كه عبارت است از هر گونه تصرّف غير قابل تخلّف در موجودات. آيات فراوانى مُبيّن اين نوع ولايت است از جمله:
ولَهُ اسلَمَ مَن فى السَّموتِ والارضِ. (آل عمران: ٨٣)
... و هر كه در آسمانها و زمين است تسليم امر خداست.
سراسر جهان به عنوان جنود الهى در برابر فرمان تكوينى خداوند مطيع و منقادند كه قرآن، از آن به سجده همگانى تعبير مى‌كند:
ولِلَّهِ يَسجُدُ ما فِى‌السَّموتِ وما فِى الارضِ. (نحل: ٤٩)
هر چه در آسمانها و زمين است، براى خداوند سجده مى‌كند.
٢. ولايت تشريعى: و آن عبارت است از وضع شريعت و قانون براى اداره جوامع. چنان كه نظام آفرينش، با اراده خداوند اداره مى‌شود روابط اجتماعى بشر هم بايد از او الهام گيرد. از