تولى و تبرى در قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٢٦
وَمِنَ النّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دونِ اللَّهِ اندادًا يُحِبُّونَهُم كَحُبّ اللَّهِ والَّذينَ ءامَنوا اشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ.
(بقره: ١٦٥)
بعضى از مردم براى خداوند همتايانى اختيار مىكنند و آنها را چنان دوست مىدارند كه خدا را.
ولى آنان كه ايمان آوردهاند خدا را بيشتر دوست مىدارند.
از اين آيه برمىآيد كه محبّت به معناى حقيقى به خداوند صحيح است و حُبّ به امور مادّى و جسمانى اختصاص ندارد- چنان كه برخى بر اين عقيدهاند- و نمىتوان حب خدا را در اين آيه به معناى مجازى و به معناى اطاعت تفسير كرد بلكه جمله «اشَدُّ حُبًّا لِلَّه» دلالت بر اين دارد كه محبّت به خدا شدّت و ضعف دارد و در مؤمنان بيشتر و شديدتر است. «١» خاستگاه ولاء محبّت ولاء محبّت با عقيده و ايمان شخص آميخته است. هر چه ايمان شخص قوىتر باشد بيشتر و زودتر از ديگران مىتواند به اين مقام دست يابد و نهايت درجه آن، ترجيح حبّ خدا بر ديگر محبّتها است. امام صادق (ع) مىفرمايد:
لا يَمْحَضُ رَجُلٌ الْايمانَ حَتّى يَكُونَ اللَّهُ احَبَّ الَيْهِ مِنْ نَفْسِهِ وَ ابيهِ وَ امّهِ وَ وَلَدِهِ وَ اهْلِهِ وَ مالِهِ وَ مِنَ النَّاسِ كُلِّهِمْ. «٢» ايمان مرد، خالص نمىگردد، مگر اينكه خداوند در نظر او محبوبتر از خويشتن، پدر و مادر، فرزند، خانواده و مال و محبوبتر از همه مردم باشد.
آثار ولاء محبّت كسى كه تحت لواى محبّت خدا قرار گيرد، خداوند هم در مقابل بيشتر به او محبّت مىورزد و او را بيش از پيش زير پوشش ولاء محبّت در مىآورد و نخستين اثر آن اين است كه محبّت غير خدا در دل راه نمىيابد.
امام حسين (ع) مىفرمايد: