تولى و تبرى در قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٤٩
بايد در برابر ارتداد و برگشت از دين- اگر از روى اضطرار و تقيّه نباشد و به اختيار و انتخاب شخص باشد- موضع گرفت و با وى به مخالفت زبانى و عملى پرداخت.
مَن كَفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعدِ ايمنِهِ الّا مَن اكرِهَ وقَلبُهُ مُطمَئنٌّ بِالايمنِ ولكِن مَن شَرَحَ بِالكُفرِ صَدرًا فَعَلَيهِم غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ ولَهُم عَذابٌ عَظيم. (نحل: ١٠٦)
كسى كه پس از ايمان، به خدا كافر مىشود، جز آنكه او را به زور واداشتهاند تا اظهار كفر كند و حال آنكه دلش به ايمان مطمئن است، ولى آنان كه درِ دل را به روى كفر مىگشايند مورد خشم خدايند و برايشان عذابى بزرگ است.
كسى كه مورد خشم خداوند قرار مىگيرد و سزاوار عذاب عظيم است، نبايد مورد حُبّ و علاقه مؤمنان قرار گيرد. آن كه سينهاش مالامال از كفر و الحاد گشته و دريچههاى دلش به روى كفر گشوده شده است شايستگى ندارد در دل مؤمن كه جلوهگاه خداست جايگاهى داشته باشد. چنين كسى پيوند مكتبى خود را با جامعه اسلامى قطع كرده و مستحق برائت است.
٥. منافقان اسلام از افرادى كه سازشكارند و جبههگيرى صريح ندارند، بيزار است؛ آنها كه پرده نفاق بر چهره مىكشند و با جامعه كفر و شرك رابطه برقرار مىكنند. مرز ولايت و برائت را ناديده مىگيرند و چه بسا با آنها همفكرى مىكنند. پيامبر اسلام (ص) تنفّر و برائت خود را از اين گونه كسان اعلام مىكند و مىفرمايد:
انّى بَرىءٌ مِنْ كُلّ مُسْلِمٍ نَزَلَ مَعَ مُشْرِكٍ فى دارِ حَرْبٍ. «١» من از هر مسلمانى كه همراه با مشركى وارد ديار كفر بشود، بيزارم.
زيرا همراهى با مشركان در حدّ ورود به سرزمين آنها نشان دهنده نفاق و سازشكارى يك مسلمان است كه از آن بايد دورى گزيد.
الَم تَرَ الَى الَّذينَ تَوَلَّوا قَومًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيهِم ما هُم مِنكُم ولا مِنهُم ويَحلِفونَ عَلَى الكَذِبِ وَ هُم يَعلَمونَ. (مجادله: ١٤)