تولى و تبرى در قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٥٤
ابعاد سلطه در آيه فوق، نخست به بُعد عملى و نظامى سلطه اشاره شده و آن «بسط يد» يعنى دست باز كردن به روى مسلمانان است. «بسط يد» كنايه از قتل، اسارت و انواع عذاب و شكنجهها است. «١» در مرحله دوّم بعد زبانى و شكنجه روحى مورد بحث قرار گرفته است، بدين معنا كه اگر دشمن از راه بسط يد نتوانست به انسان تسلط يابد، از راه بدگويى و سلاح زبان عليه او بر مىخيزد تا از راه شكنجه روحى و روانى او را زير سلطه خود در آورد.
بُعد سوم، سلطه فكرى مىباشد، يعنى كفار به سلطه نظامى و زبانى و تحقير و ذلّت مسلمانان بسنده نمىكنند، بلكه مىكوشند تا بر آنان تسلّط فكرى و فرهنگى داشته باشند. آنها را در عقيده و انديشه وابسته خود سازند و اين خواسته قلبى آنهاست. به همين جهت است كه قرآن اصرار مىورزد كه مسلمانان نبايد از كافران اطاعت كنند و تابع انديشه باطل آنان شوند:
انْ تُطيعُوا الَّذينَ كَفَروا يَرُدّوكُم عَلى اعقبِكُم. (آل عمران: ١٤٩)
اگر شما (مسلمانان) از كسانى كه كافر شدهاند اطاعت نماييد، شما را به عقب برمىگردانند.
جامعه اسلامى براى رفع سلطه فكرى بيگانگان، موظّف است كه علاوه بر دورى گزيدن از كفّار با آنها مبارزه فرهنگى نمايد، كه تولى و تبرى در قرآن ٦٤ شيوه تبرى از مرتد ص : ٦٤ از آن در قرآن به «جهاد كبير» تعبير شده است:
فَلا تُطِعِ الكفِرينَ وجهِدهُم بِهِ جِهادًا كَبيراً. (فرقان: ٥٢)
پس تو هرگز از كافران اطاعت مكن و به وسيله آن (قرآن) با آنها پيكار بزرگ كن.
يك نكته مهم صيانت فرهنگ اسلامى از تحريفات و خرافهها و مبارزه با مكتبهاى التقاطى، فلسفه تبرى از افراد مرتد و بدعتگذار است، و همچنين حفظ حقوق انسانها و به انزوا كشيدن ظالمان و سالم سازى جامعه، فلسفه برائت از ظالمان و فاسقان است. پيشگيرى محيط مسلمانان از فتنههاى مرموز و حفظ آسايش عموم از جنگ روانى فلسفه تبرّى از منافقان محسوب مىشود.