تولى و تبرى در قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٤٦
او را در رديف دشمنان خويش قرار داده و براى خود و بندهاش دشمن مشتركى را در نظر گرفته است، احساس شخصيّت مىكند و به ارزش معنوى و ايمانى خود واقف مىگردد. «١» نشانههاى دشمن مؤمنان قرآن در مواردى نشانهها و صفات دشمن مسلمانان را بازگو مىكند كه دقت در آنها حاكى از كينه و خشم آنان نسبت به جامعه اسلامى است و ما در اين جا به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
- كافران و مشركان؛ خوش زبان و بدقلباند، در ظاهر از مسلمانان خشنودند ولى در دل ناخوش. (توبه: ٨)
- نسبت به حقوق ديگران متجاوزند. (توبه: ١٠)
- نسبت به مسلمانان بدخواهند و خير و خوبى آنها را نمىخواهند. (بقره: ١٠٥)
- پايبند معاهدات خود نيستند و پيمانها و سوگندهايشان را ناديده مىگيرند. (توبه: ١٢)
- از هيچ گونه خيانتى فروگذار نيستند. (آل عمران: ١١٨)
- نسبت به مسلمانان حسودند و مىكوشند آنان را به كفر و گمراهى بكشانند. (بقره: ١٠٩)
- پيروان اسلام را «امّى» مىخواندند و مىگفتند:
... ما در برابر «اميّين» (غير يهود) مسئول نيستيم و در خوردن مال آنها مجازات نمىشويم.
(آلعمران: ٧٦)
مقصود از اميّين افرادى است كه درس نخواندهاند و جز به مقدار مادرزادى علم و تربيتى نيافتهاند. «٢» به خويشاوندان خود كه به اسلام گرويدهاند بىاعتنايند و حق قرابت را در حق آنها رعايت نمىكنند. (توبه: ١٠)
و جز اينها از نظرات خصمانهاى كه كفّار در حقّ مؤمنان دارند، همه حاكى از دشمنى و عداوت باطنى آنها است. طبق صريح قرآن اين همه، اندكى است از كينههاى قلبى دشمنان دين كه در دل دارند و بنا به مصلحت، ترس يا نفاق، همه خشم و غضبشان را ابراز نمىكنند: