تولى و تبرى در قرآن

تولى و تبرى در قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٤٣

هر كس پس از آشكار شدن راه هدايت با پيامبر مخالفت ورزد و از شيوه‌اى جز شيوه مؤمنان پيروى كند، بدان سوى كه پسند اوست بگردانيمش و به جهنّمش افكنيم كه سرانجام بدى است.
«مشاقّه» با رسول خدا اين است كه شخصى در يك سو قرار گيرد و پيامبر هم در سوى ديگر و اين كنايه از مخالفت با اوست كه از آن به جبهه‌گيرى متقابل تعبير مى‌شود. مخالفت با پيامبر تبعيّت نكردن از راه و روش مؤمنان است و راه مؤمنان عبارت از اجتماع بر اطاعت رسول خداست، چون اطاعت از پيامبر اطاعت از خداست: «وَ مَنْ يُطِعِ الرَّسولَ فَقَدْ اطاعَ اللَّهَ» (نساء: ٨٠). پس اين آيه مؤمنان را به وحدت فرا مى‌خواند و از اختلاف و تفرقه پرهيز مى‌دهد. «١» نتيجه اين جبهه‌گيرى آن است كه خداوند، آن شخص را در همان راه باطلى كه خودش انتخاب كرده، رها مى‌نمايد و همان معامله را با او مى‌كند كه اعمالش اقتضا مى‌كند و طبق خواسته‌اش كه پيروى از راه غير مؤمنين است يارى و مساعدت مى‌كند. «٢» حضرت آيت اللّه العظمى خامنه‌اى در توضيح و تطبيق اين آيه مى‌فرمايد:
مقصود اين است كسى كه هر چيز و يا هر كسى را كه به ولايت پذيرفته است، همان را بر او ولى و فرمانروا مى‌سازيم؛ كسى كه با رسول خدا به مخاصمه و ستيزه برخيزد و از پيامبر جدا شود و از راهى غير از مؤمنان و جامعه اسلامى و هدفهاى ايمانى پيروى كند، همان چيزى كه خود به گردن گرفته است، بر گردنش استوار مى‌كنيم. تاريخ اين حقيقت را نشان داده است جامعه‌اى كه راه على را- كه راهش راه خدا و پيامبر بود- برنگزيدند و از او اعراض كردند، خداوند تبهكارانى چون حجّاج و معاويه و ... را كه مى‌خواستند بر آنان مسلّط كرد و دليل اين تسلّط هم خودشان بودند، چون سنّت الهى بر اين است كه بايد افراد خود با اعمالشان سرنوشت خود را تغيير دهند. «٣» انَّ اللَّهَ لا يُغَيّرُ ما بِقَومٍ حَتّى‌ يُغَيّروا ما بِانفُسِهِم. (رعد: ١١)
خداوند سرنوشت قومى را تغيير نمى‌دهد، تا اينكه خودشان سرنوشت خود را تغيير دهند.