تولى و تبرى در قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٣٧
آن را در مجارى مشروع و معيّن محدود مىكند و به هيچ مسلمانى اجازه نمىدهد كه در پناه غير مسلمانى قرار گيرد و به قدرت او وابسته شود، تا به زعم خود، از كافر عزّت جويد و در سايه او به سربلندى برسد.
الَّذينَ يَتَّخِذونَ الكفِرينَ اولِياءَ مِن دونِ المُؤمِنِينَ ايَبتَغونَ عِندَهُمُ العِزَّةَ فَانَّ العِزَّةَ لِلَّهِ جَميعا.
(نساء: ١٣٩)
كسانى كه به جاى مؤمنان، كافران را به دوستى بر مىگزينند، آيا عزّت و سربلندى را نزد آنان مىجويند، در حالى كه عزّت به تمامى از آنِ خداست؟
هنگامى كه برخى از مسلمانان سست ايمان، كثرت جمعيّت و قدرت مالى و نظامى كافران را مىديدند فريفته شهرت و شكوه آنان مىشدند و براى كسب عزت و قدرت به جامعه كفر متمايل مىگشتند و در صدد ارتباط با آنها بر مىآمدند و تصور مىكردند كه اگر با كافران پيوند داشته باشند، دژ عزّت را به روى خود گشوده و در حصار سياسى و نظامى آنان مصون خواهند ماند.
خداوند در اين آيه مسلمانان را مورد نكوهش قرار مىدهد و ضمن اشاره به انگيزه طرح دوستى آنان با كافران، به اين دسته از مسلمانان هشدار مىدهد كه عزّت و سربلندى نتيجه مالكيّت و قدرت مطلق است و كسى جز خدا قدرت و مالكيّت مطلق ندارد. هر كس، هر چه دارد عاريتى و موقّتى است. پس عزّت از آن خداست و بايد آن را تنها در بندگى خالصانه خدا جُست، نه در دوستى و ارتباط نزديك با كفّار.
پرسش ١. كدام نوع از ولاء با يهود و نصارا ممنوع است؟ چرا؟
٢. نتيجه دوستى با كفّار چيست؟
٣. چرا مؤمنان نبايد غير مؤمن را محرم اسرار بگيرند؟
٤. آيا نهى از دوستى با كفار با صلح جهانى منافات دارد؟
٥. انگيزه پيوند مسلمانان بيماردل با كافران چه بوده است و قرآن چه پاسخى به آن مىدهد؟
٦. چرا ولايت با خويشاوندان كافر ممنوع است؟
٧. آيا قطع ارتباط با خويشان كافر، سركوب عواطف انسانى نيست؟
٨. تحليل قرآن از عزّتجويى انسان چيست؟