عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ٥٧ - ١ دعوت و تشويق
بزن طبل خون در پگاه ظفر
و سرانجام، شاعر با مخاطب قرار دادن امام، شور عشق وجود او را مىستايد و او را قبلهگاه پيروزى مىنامد و از خدا مىخواهد او همچنان بپايد تا ماهتاب ظفر بر خاك بتابد.
سه سال اوّل جنگ با توجه به تاريخ عمليّاتها و نتايج آنها، سالهاى درخشان تاريخ دفاع مقدّس است. بعد از برطرف شدن مُعضل بنىصدر، تكيۀ جنگ به نيروهاى مردمى و شكلگيرى جدّى بسيج، عمليّاتها پشت سر هم پيروزى مىآفرينند و دشمن قدمبهقدم از خاك وطن عقب مىنشيند. آثار اين پيروزىها در روحيۀ رزمندگان و در بيتبيت شاعران به چشم مىخورد. ريتمها كوبش تند و شادىآفرين دارند و دعوت به رزم با هيجانى نشاطآور توأم است. بديهى است كه شعر اين هيجان را از رزم مىگيرد و خود نيز همين هيجان پرحرارت را به رزم و جبهه منتقل مىكند و شاعر و جبهه در تأثيرى متقابل، اين راه دشوار را آسان مىكنند و مخاطب را به ادامۀ راه فرامىخوانند. لازم به توضيح بيشتر نيست، كافى است چند بيتى با استاد سبزوارى همراه شويم: صبح سفر در رسيد اى به سفر يار ما
[١] . سروش، ش ١٦٢،٣ مهر ٦١، ص ٥٤. (نصرالله مردانى) .