عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ٥٣ - ١ دعوت و تشويق
چهره برافروز تا شبپره رسوا شود
شاعر باز هم با تكيه بر وزنى كه ريتمى سريع دارد، مخاطب خود را كه يل ميدان جنگ است، بر آن مىدارد تا دلاورانه به پيش برود، تيغ از نيام بركشد، كتف هيولا ببندد و صف نامردمى بشكند. هنوز ما شاهد حضور فضاى حماسۀ بزرگ فردوسى در صحنۀ پيكار امروز خودمان هستيم. رزمندۀ نبرد از ديدگاه شاعر، شور و شعور، و قافيه و زيبايىبخش بيتهاى عشق و نور است و مىتواند با رزم زيبا و مردانۀ خود، غزل جنگ را با شكوهى هرچه تمامتر بسرايد. طبيعى است اين طرز نگاه به جنگ و دعوت به آن، در دل مخاطب يعنى جان و روح رزمنده اثر خواهد داشت و خدمت شايان توجهى به جنگ خواهد كرد. اى همرهم اى پاى در هجرت كجايى؟
شاعر به اقتضاى موضوع با تكرار زحاف «مستفعلن» ، آهنگى سنگين و آرام ايجاد مىكند و در يك فضاى ساكت شبانه با نجوايى برآمده از دل، در گوش مرد همراهش از جبهۀ نور و ظلمت سخن مىگويد. او قدمبهقدم مخاطب خود را به دريادلانى كه تن به موج خون سپردهاند و تا قلههاى شهادت و پيكار براى حق پيش رفتهاند، نزديك مىكند و سرانجام، مرد همراهش را، مرد صبور خانۀ غيرت را، به همنفسى و همراهى با سينهسرخان مهاجر و مردان مسافر مشهد نور دعوت مىكند؛ بگذريم از تشبيهات و استعارههاى شعر كه در جاى خود از تكنيكهايى از اين دست نيز سخن خواهيم گفت. خط سير شعر و رساندن گامبهگام و آهستهآهستۀ مخاطب به صحنۀ دفاع، بيش از هر چيزى جلب توجه مىكند و شعر را دلنشين مىسازد و همين دلنشينى سند تأثير آن و رمز موفقيت شعر در خدمت به دفاع مقدّس است.
[١] . سروش، ش ١٦٢،٣ مهر ٦١، ص ٥٥. (سيميندخت وحيدى) .