عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ١٥٠ - ٢ نوحههاى رزمى
تاريخ حيات ملت ايران پالايش يافته، شكل گرفته و صيقل خوردهاند، نياز است. اين هنر در مدّاحى و نوحهخوانى به خصوص در ادامۀ جنگ-به دليل نيازى كه جنگ به نشاط و انرژى و حركت داشت-جلوه مىكند، از تراژدى به حماسه و از اشك و نالۀ تنها به اشك و فرياد عشق و حركت گام بر مىدارد و با انگيزش موجهاى عاطفى عشق به پاكىها، به ابزارى توانا براى انتقال نيرو و انرژى، حركت، صفا و شادابى به مخاطبان خود تبديل مىشود.
هنر مدّاحى و نوحهخوانى با استفاده از شعر-در حدّ انتقال پيام-و با تلفيق شعر و موسيقىهاى مخصوص سينهزنى و ريتمهايى كه از صداى زنجير، دست، سنيه و پشت شانههاى سينهزنان ايجاد مىشود، فضايى از اندوه و اشتياق مىسازد كه فرو رفتن در آن بهكمك اشكهاى چشم، روح را طهارت مىبخشد و انسان طاهر را-كه در جبهههاى جنگ، رزمندههاى اسلام بودند - به مصاف باطل مىفرستد؛ آنگونه كه قهرمان و موضوع اصلى سينهزنىها، سالار شهيدان، روزى در كربلا چنين كرده بود؛ روزى كه در همۀ روزها مىتواند تكرار شود و كربلايى كه در هر جايى مىتواند حضور داشته باشد. درست در همين مسير بود كه سينهزنى به نوعى سرودخوانى مخصوص جبههها تبديل شد؛ سرودهايى كه مضامين عاشوراى حسينى را با عاشوراى خمينى و رشادتهاى ياران حسين را با جانبازىهاى ياران خمينى مقايسه مىكرد. طنين صداى «هل من ناصر» امام حسين (ع) را كه در اوج تنهايى و مظلوميّت از دل نينوا برخاسته بود، از حنجرۀ امام خمينى، رهبر دينى معاصر جهان، منعكس مىنمود، مظلوميت و اندوه بىكسى آن روز حسين را با تنهايى و مظلوميّت امام و ملت ايران در برابر كفر و نفاق استكبار جهانى و صداى لبيك ياران امام را به صداى «هل من ناصر» حسين عزيز، با شكوهى حماسى نمايش مىداد و سرانجام، شهيدان، وصاياى آنها و اشك چشم