عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ١٢٤ - ٢-٣ سينماى مستند
اختيار كامل به اين است كه انسان عين اختيار و ارادۀ حق بشود. در اين صورت، دستش مظهر حق است، زبانش مظهر حق است و خودش مظهر حق است. . . . [١]
با چنين ديد و عمق معرفت و باورى بود كه او تلاش داشت از تصويرگرى مستند، به نوعى مستند اشراقى برسد. او براى اين كار خود را از سلطۀ تكنيك رهايى داده بود و در كنار برداشتن همۀ موانع، مانع بزرگ يعنى خود و خوديت هنرمند را به عنوان حجاب اصلى كار شهود و تماشا، با تلاش برخاسته از صميميت دل و جان، از ميان برمىداشت و به اين ترتيب، با كنار گذاشتن هرچه به هنرمند و ما و خود ما برمىگشت، به لايۀ آخرين كه همانا حقيقت بود، مىرسيد. طبيعى است كه تصوير حقيقت با فطرت انسان ارتباط مستقيم دارد و به طور مستقيم نيز در دل مخاطب خواهد نشست.
اين يك روى سكّه است، امّا نبايد از روى ديگر سكّه يعنى حضور دوربين در بين رزمندگان غافل بود. رزمندهاى كه در جبهه حضور داشت، وقتى نزديك خود دوربين را مىديد كه رزم او را لحظهبهلحظه ثبت مىكند، به اهميت كار و وظيفهاى كه بر دوش داشت، واقف مىشد و بهخوبى احساس مىكرد كه يك حركت سنگين تاريخى را عهدهدار شده است؛ حركتى كه دم به دم آن ارزش دارد و بايد براى بازبينى معاصران و نسلهاى آينده ثبت و ضبط شود.
به اين ترتيب، حضور خود دوربين-بهويژه دوربينهايى كه بر دوش فيلمبردارهاى بسيجى و عاشق شهادت حتّىٰ در خط مقدّم نبرد به چشم مىخوردند-قوّت قلب و تشويق عزيزان رزمندۀ بسيجى بود و همين مىتوانست نوعى كمك و خدمت دنياى هنر فيلم به دفاع مقدس و مدافعان مرزهاى حق عليه باطل باشد.
[١] . همان، ش ٧٠٩،٢ مهر ٧٣، ص ٥٥.