عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ١٢٠ - ٢-٣ سينماى مستند
صداى مقدس حق بهگوش جهانيان شريك مىدانستند. از اينرو، بيشتر فيلمهايى هم كه تهيه كردند، در ميان بسيجيان و صحنههاى گرم پيكار بود.
آنها بهخوبى مىدانستند كه جنگ ما يك جنگ اعتقادى است، و جز جنگهاى صدر اسلام با هيچ جنگ ديگر دنيا قابل مقايسه نيست، زيرا جنگ ما جنگ قدرت و جنگ جغرافيا و مرز نبود، جنگ ما جنگى بود كه حق از موجوديت خود در قبال هجوم همهجانبه و وحشيانۀ باطل دفاع مىكرد. طبيعى بود كه سپاهيان چنين جنگى مردم باشند؛ مردمى كه تحت عنوان «بسيج» تشكّل مىيافتند. به اين ترتيب، اين هنرمندان نيز مانند رزمندگان بسيجى، با همان انگيزهها، داوطلبانه و بدون چشمداشت مالى، در كمال شجاعت و آمادگى براى شهادت به جبهه مىرفتند. طبيعى بود كه تصاوير چنين گروهى از جنگ، واقعيّت جارى در جبههها را ملموستر، عينىتر و نزديكتر از هر تصوير ديگر لمس و بيان كند.
٣-٢-٣. واقعيّت در روايت فتح
شهيد آوينى در توضيح معناى واقعيّت مىگويد:
امّا بالاخره آيا فراتر از اين عوالم، انگارى، واقعيتى ثابت وجود دارد يا خير؟ ما معتقد به واقعيّت نفسالامرى هستيم و اين واقعيّت چيزى جز حقيقت نيست. [١]
به اين ترتيب، شهيد آوينى بهخوبى بيان مىكند كه منظور او از واقعيّت، واقعيتى است كه پلى به حقيقت بزند و صحنههاى جارى و روان عالمهاى انسانى-كه در آن هركسى از ظن خود يار واقعيّت مىشود و پندار و ظن و گمان خود را به جاى واقعيّت مىبيند-نمىتوانند آدمى را در رسيدن به يك سينماى مستند فريب بدهد و يگانه دليل هنرمند براى مستند بودن كارش
[١] . فارابى، دورۀ هفتم، ش اوّل، بهار ٧٥، ص ٥٥.