سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٥
پس از آمادگى نيروها، فرمان حركت صادر شدو لشكر بسوى منطقه صفين براه افتاد. درميان راه اختلافاتى ميان برخى از طايفهها پيش آمد كه باهوشيارى وتدبير سعيد برطرف گرديد. هنگامى كه امام (ع) فرماندهى طايفه كندهوربيعه رابه حسّان سپرد واشعث از فرماندهى بركنارشد، برخى ازآنان ناخشنود شدند و (اعتراض كردند) «١» سعيد با قاطعيت در برابر معترضان ايستاد وآنان راسخت مورد نكوهش قرار داد واز انتصاب شايسته فرماندهى حمايت كرد. «٢» لشكرهمچنان درحركت بود تا آنكه به نزديكى شريعه فرات رسيد.
دشمن از پيش شريعه راتصّرف كردوآب رابه روى سپاه على (ع) بست. ياران نيرومند على (ع) دشمن راعقب راندند وخود برشريعه مسلطّ شدند وبفرمان على سرداران صدر اسلام(ج٤) ١٠٧ د. سعيد وسفيان غامدى ص : ١٠٦ (ع) دشمن رااز آب محروم نساختند.
آنگاه على (ع) سه تن از يارانش را برگزيد و نزد معاويه فرستاد كه يكى از آنها سعيد بود وفرمود. او رابه اطاعت خدا و پيروى از ما وهمراهى با جمع مسلمانان دعوت كنيد وبادليل با او سخن گوئيد. ببينيد نظرش چيست. «٣» دراين فاصله درگيرى هاى پراكندهاى ميان دو سپاه رخ داد كه برترى با سپاه على (ع) بود. درهمين هنگام هيئتهاى صلح نيز كار خود راآغاز كردند. ولى به نتيجهاى نرسيدند وجنگ همچنان با درگيرى هاى متفرق دو سپاه ادامه داشت تا آنكه ماه محّرم فرا رسيد و مردم دست از جنگ كشيدند.
محّرم به پايان رسيد وعلى (ع) اعلام جنگ داد. «٤»