سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٦
هنگامى كه معقل بسوى دشمن درحركت بود! آنان به اهواز رفته و در آنجا متمركز شده بودند. دراهواز برخى از صحرانشينان وراهزنان وكسانى كه مىخواستند از دادن ماليات سرپيچى كنند، به جمع افراد خريت پيوسته بودند.
معقل پس از چند روز حركت به اهواز رسيد ومنتظر رسيدن نيروهاى كمكى شد.
سپاه ابن عباس پس از مدتى تأخير رسيد دو لشكر كوفه و بصره بهم پيوستند وطبق فرمان امام فرماندهى دو لشكر رامعقل بعهده گر فت و آماده كارزار شدند.
ج. خطابه آتشين صفوف آراسته شدوسپاهيان اسلام رودروى افراد خريّت قرار گرفت. پيش از شروع درگيرى، معقل درميان لشكريانش قدم زد واز آنان سان ديدازهمه صفها گذشت وآنگاه ايستاد وبافريادى رسا خطاب به سپاهيانش، چنين گفت:
اى بندگان خدا! شما آغاز به جنگ نكنيد، بگذاريد تا ستيز از جانب آنان شروع شود! ولى درهنگام نبرد؛ مردانه وبى محابا بجنگيد. به جانب دشمن چشم ندوزيد وآنان را در نظر نياوريد؛ سخن كم گوئيد وخود را براى نيزه و شمشير آماده سازيد. بشارت باد برشما كه پاداش بزرگى درپيش داريد، چرا كه شما باگروهى كه از دين خارج شدهاند و افراد بى سروپائى كه از زير بارماليات فرار كردهاند وبادزدان ياغى جنگ مى كنيد.
ديگر چه انتظارى داريد؟ مراقب باشيد هروقتمن حمله كردم همه باهم همانند يك روح و يك پيكر حمله كنيد «١» جنگ شروع شد. مجاهدان دلاورانه جنگيدند ودشمن رابه خاك و خون افكندند. عبداللّه بن قيس كه خود درجنگ شركت كرده بود مى گويد: