سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٦
بندگان خدا، قاتلان خباب را به ما بدهيد وبه بيعتى كه از آن خارج شدهايد، وارد شويد وبامابه جنگ دشمن ما وخودتان معاويه بيائيد. شماخلاف بزرگى مرتكب شدهايد به شرك ما شهادت مىدهيد درحالى كه شرك ظلم بزرگى است و خون مسلمانان رامىريزيد وآنان رامشرك مىشماريد. «١» پند واندرزها سودمند نشد وامام ناچار از جنگ گرديد دراين جنگ قيس بن سعد فرمانده گروه هفتصد نفرى اهل مدينه بود.» بعداز نهروان امام از اصحاب وسپاهيان خواست مستقيماً براى سركوبى معاويه به شام بروند ولى كوفيان كه از جنگ خسته شده بودند ودنيا طلبى وسستى درآنها رخنه كرده بود سرپيچى كردند واز امام خواستند كه فعلًا آنهارابه كوفه ببرد تا درفرصت مناسب باتعداد بيشترى براى جنگ آماده شوند دركوفه هم بهانهها آوردند وامروز و فردا كردند تاامام (ع) به شهادت رسيد.
دوران امام حسن (ع)
پس از شهادت امام على (ع) امام حسن (ع) طى سخنانى خبر شهادت پدر بزرگوارش رابه مردم داد ودر پى آن عبداللّه بن عبّاس مردم رابه بيعت با امام حسن (ع) فراخواند اوّلين كسى كه باامام بيعت نمود قيس بن سعد بود. او گفت:
دستت راباز كن تابه شرط عمل به كتاب خداوسنّت پيامبر (ص) وجنگ باسركشان باشما بيعت كنم.
امام فرمود: به شرط عمل به كتاب خدا وسنّت پيامبر (ص) كه همه شرطها به اينهابر مىگردند، پس قيس ساكت شد وباهمين شرط باامام بيعت نمود. «٣»