سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٤
كاملًا جدى بود و امام ناگزير مى بايد اوضاع و احوال پيش آمده را پاسخ گويد جنگيدن با گردنكشان وظيفهاى بود كه امام تصميم بر آن گرفت زيرا اساساً حكومت اسلامى بدون سركوب كردن اين تجزيه طلبى و اختلاف (كه معاويه در مدت ٣ سال متوالى، با شورشهاى مسلحانه خود برضد حكومت به راه انداخته بود) ثبات و استقرار و وحدتى را كه آنروز بيش از هميشه بدان نياز داشت باز نمىيافت.
معاويه تمامى عشاير و سپاهيانش رابا بسيج عمومى فرا خواند امام حسن (ع) نيز متقابلًا تصميم خود رابراى پاسخ به ستيزهجوئى معاويه دنبال كرد و رسماً اعلان جهاد داد.
به دعوت امام مومنان با اخلاص و حاملان قرآن: فرماندهان جنگ و پارسايان اسلام گرد او جمع شدند يكى از آنان يزيد بن قيس أرحبى بود آنان جناح نيرومند جبهه امام حسن (ع) را تشكيل مى دادند و امام حسن (ع) ايشان را چنين توصيف كرده است:
«يكى از آنان افزون از يك لشكر است.» و معاويه نيز در جنگهاى صفين از ايشان اينگونه ياد كرد:
«دلهاى آنان همگى چون يكدل است. اينان تا جماعتى را نكشند كشته نمى شوند. هر وقت چشمهاى آنان را در زير كلاه خودها در صفين بياد مى آورم هوش از سرم مىپرد. و گواهى دشمن بى شك صادق ترين گواهى هاست.» «١» آرى، يزيد بن قيس از جمله كسانى بود كه سالها در سنگر مبارزه حق عليه باطل دلاورانه جنگيد و سرافراز حماسه آفريد و آن هنگام كه پيك مرگ فرا مىرسيد و آخرين لحظات زندگى پر فراز و نشيب او به پايان نزديك مىشد دلش هواى ياران رفته را داشت و روحش در اشتياق پرواز به جوار حق مىسوخت تا آنكه خود نيز به لقاء پروردگارش شتافت. يادش گرامى و راهش پُر رهرو باد.