سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٨
را تصديق فرمود. از طرف ديگر خبر قتل محمّدبن ابى بكر رسيد و امام دانست كه قيس درآنجا به خوبى عمل مىكرده و بخوبى از پس مكايد دشمن بر مىآمده است لذا از نظر و رأى او درمواقع لازم استفاده مىنمود.
رفتن قيس نزد امام برمعاويه سنگين آمد و طى نامهاى به مروان و اسود نوشت:
شما على (ع) را به واسطه قيس وافكار عاليهاش كمك نموديد. بخدا اگر صدهزار مرد جنگى به كمك او مىفرستاديد براى ما قابل تحمّلتر بود از اينكه قيس به او ملحق شد. «١» قيس در جنگ صفّين پس از جنگ جمل و آماده شدن شرايط، امام از اصحاب براى سركوبى معاويه نظر خواست. ياران امام (ع) نظر خود را به حضرت رساندند از جمله قيس گفت:
اى اميرمؤمنان ما را شتابان بر سردشمن درآور و لحظهاى درنگ مكن. به خدا سوگند كه پيكار باآنان براى من از نبرد با تركان و روميان خوش تر است، زيرا اينها در دين خدا نيرنگ نمودند و دوستداران خدا از مهاجر و انصار و تابعين را خوار و خفيف ساختند. چون بر كسى خشم گرفتند او را به زندان افكندند يا كتك زدند تا از بيت المال محروم كردند يا تبعيد نمودند. غنيمت وحق ما در نظرآنان حلال است و به پندار آنان ماچون بردگانيم. «٢» اصحاب امام (ع) براى جنگ با معاويه آماده شدند و حركت كرده دراواخر ذيقعده سال سى و ششم به صفين رسيدند. شاميان با تصرف رود فرات و منع امام خواستند لشكر امام را به تسليم وا دارند ولى با مبارزه شجاعانه ياران امام