سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٩
امام خطاب به قيس فرمود:
به سوى مصر حركت كن، من تو را به ولايت آنجا مأمور كردم. دوستان و افرادى مورد اطمينان را از اينجا با خود ببر تا وقتى وارد مصر شوى با جمعيّتى انبوه و شكوه و عظمت باشى. اين كار دشمنان را ترسانده و دوستان را خشنود و دلگرم مىكند و باعث عزّت و شكوه آنان مىشود. به خواست خدا هر گاه به مصر وارد شدى به نيكوكاران نيكويى كن و بر اشخاص مشكوك سخت بگير و با خاصّ و عام ملايم و مهربان باش چه آنكه مدارا و نرمى خجسته و با بركت است. «١» در حكم استاندارى قيس، امام (ع) بعد از حمد و ثناى الهى و شهادت به يگانگى خدا و رسالت پيامبر (ص) خطاب به مردم مصر مىنويسد:
مردم بعد از خلفاى سه گانه با من بيعت كردند و من قيس بن سعد را به امارت شما فرستادم. او را برحق يار و ياور باشيد. به او امر كردهام كه به نيكان شما نيكى كند و بر افرادى كه ايجاد بدگمانى و شايعه مىكنند سخت بگيرد و با عامّ و خاص مدارا كند. او از افراد مورد رضايت من است و به شايستگى او اميدوارم. «٢» وق سرداران صدر اسلام(ج٤) ٧١ توطئه معاويه عليه فرماندهان امام(ع)
ص : ٦٩ تى اوامر امام (ع) را شنيد عرض كرد:
يا اميرالمؤمنين من لشكر و سپاه را در خدمت شما مىگذارم تا درموقع نياز نزديك شما باشند، و هرگاه با آنان كار داشتيد و خواستيد به جائى بفرستيد در حضور شما باشند و امّا راجع به سفارش به نيكى و مدارا از خدا كمك مىخواهم كه بتوانم اينطور عمل كنم. «٣»