سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٩
آنگاه عمروعاص را دربرابر مرقال، بسر رادرمقابل قيس، وعبيدالله را به جنگ بامالك اشتر وعبدالرحمن رابراى نبرد باعدى تعيين كرد وبراى تشويق يارانش گفت: من خود فردا به جنگ سعيد ويارانش مىروم.
صبح شد معاويه همه جنگجويانش راجمع كرد و به جنگ باهمدان گسيل داشت خود او در پيشاپيش سپاه متكبّرانه راه مى رفتوبارجزهايى ياران على (ع) را به كشتار تهديدمى كرد.
همدان نيز خود را آماده ساخت. سعيد باشجاعت به طرف معاويه حمله كرد وهنگامهاى سخت بپاشد همدانيان شجاعانه بامعاويه جنگيدند جنگ بابرترى همدان ادامه داشت كه شب فرا رسيد ومعاويه بااستفاده از تاريكى شب صحنه نبرد را ترك كرده وگريخت «١» ٤. طرح نقشه خائنانه: عمرو بن حصين با طرح نقشه خائنانهاى قصد داشتامام على (ع) راتروركند خود را به على (ع) رسانيد وپشت سرآن حضرت قرار گرفت.
سعيد كاملا حركات دشمن رازير نظر داشتوپيش از آنكه كوچكترين حادثهاى رخ دهد به عمرو حمله كرد و او به هلاكت رساند. آنگاه باسرورى خاص كه سراسر وجودش رافراگرفته بود، معاويه رامخاطب قرار داد وگفت:
هان! به پسر حرب- برسانيد كه هوشيارى وبيدارى اينچنين كارهاى پنهان را آشكار مىكند ماهميشه درطول زمان، باشما دشمن بوده و هستيم، تا هنگامى كه ناله دل خراشى به گوش مى رسد.
هان مگر نمى بينى كه ابوالحسن (على (ع)) پدر ماست وما فرزندان وفادار اوهستيم ماجز او رهبر وپيشوايى نداريم واين است معناى هدايت و بهره بزرگ وآن هنگام كه شمشيرم درشكم او- عمرو- فرورفته بود و