سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧١
- راه پدر را با شجاعت تمام ادامه داد. «١» اهمّيّت پرچمدار و نقش او را در سپاه از كلام حضرت على (ع) مى يابيم كه در جنگ صفيّن به افرادش فرمود:
... پرچمهاى خود را خم نكنيد و از معركه بيرون نبريد و آنها را جز به دلاوران و نگهبانان شرف نسپاريد كه به گاه نزول مصيبتهاى واقعى بردبار و پايدار و خويشتندارند، كسانى كه پرچمهاى شما را محكم در بر مى گيرند و آنها را به خود مى فشارند و از پس و پيش شمشير مى زنند و آنها را از دست نمى دهند ... «٢» ب. توجيه و تشجيع نيروها شهادت هاشم موجب ناراحتى شديد لشكريان امير المؤمنين عليه السلام شده بود. به همين جهت وقتى عبداللّه پرچم پدر را برافراشت براى تشجيع نيروها و رفع سستى احتمالى ايشان، پس از حمد و ستايش خداى تعالى چنين آغاز كرد:
اى مردم! همانا هاشم بنده اى از بندگان خدا بود كه روزيهايشان مقدّر گشته و آثارشان در نامه اعمال نوشته شده و كردارشان به حساب آمده و زندگيشان به وقت مقرّر خود سپرى گرديده است. پس پروردگارش او را بخواند و او نيز لبيك گفت و در راه فرمانبردارى كسى به جان كوشيد كه پسر عّم پيامبر خدا و نخستين ايمان آورنده به او و داناترين مردم به دين خداست.
هاشم در راه كسى جهاد كرد كه با دشمنان خدا (يعنى با آنان كه حرام خدا را حلال شمرده اند و در جهان به ظلم و فساد پرداخته و شيطان برايشان دست يافته و گناه و تجاوز را در نظر شان آراسته است)، سخت مخالفت مى ورزد. جهاد با هر كس كه با سنّت خدا مخالفت كرده و حدود الهى را