سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٤
به قتل مى رساندند، دست و پايشان را مى بريدند، ديدگانشان را بيرون مىآوردند و بدنهايشان را بر شانه هاى نخل مى آويختند. «١» در موقعّيتى كه معاويه با شيعيان چنين رفتار مى كرد به طور قطع با عبداللّه كه از بزرگان و رئيس شيعيان در بصره بود خشن تر عمل مى كرد. «٢» اصولًا معاويه پس از صلح با امام (ع) با ياران خاص حضرت على (ع) دو گونه برخورد داشت: گروهى را همچون حجر بن عدى كندى، عمرو بن حمق خزاعى، رشيد هجرى و ... به شهادت رساند و گروهى ديگر را به شدّت تحت فشار و تهديد قرار داد از قبيل: عدى بن حاتم طائى، صعصعة بن صوحان عبدى و ديگران كه عبداللّه نيز در زمره اين گروه بود، لذا وى در بصره مخفى شد تا بدست مأموران معاويه نيفتد.
تعقيب و دستگيرى عبداللّه معاويه پس از نصب زياد به استاندارى بصره دستور داد تا در شهر ندادهند كه تمامى افراد اعم از سرخ و سياه در امانند بجز عبداللّه بن هاشم. معاويه همچنان با شدّت تمام در جستجوى عبداللّه بود تا اينكه شخصى از بصره پيش او آمد و به او گفت:
ترا به مخفيگاه عبداللّه راهنمايى مى كنم، براى استاندار خود (زياد) بنويس كه او در خانه فلان زن (از بنى مخزوم) پنهان است.
معاويه نامه اى بدين مضمون به زياد نوشت:
چون نامه به تو رسيد فوراً به مخلّه بنى مخزوم رفته و خانه ها را يكى يكى جستجو كن تا اينكه منزل فلان زن را پيدا كرده. و عبداللّه را كه در آنجاپنهان است دستگير كن، سرش را بتراش و لباسهايى موئين (زبر) به