سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٦
آنگاه حضرت فرماندهان جناحهاى مختلف راتعيين كرد ودراين مرحله نيز فرماندهى طايفه همدان را به سعيد سپرد «١»*. «٢» لحظات اوّليه نبرد نزديك شده بود و على (ع) براى تشويق سربازان به جهاد خطابهاى ايراد كرد. پس از آن، سعيد درجمع يارانش برخاست و گفت:
حمد وسپاس خدايى را سزاست كه مارا به آيين خود رهبرى كرد و كتابش را به ميراث نزد ما نهاد، وبا ارسال پيامبر (ص) برما منّت گذاشت و او را رحمت بر عالميان وسرور مسلمانان و رهبر مؤمنان وپايان بخش انبياء وحجّت بزرگ خدا بر رفتگان وبازماندگان قرار داد. درود بى كران و رحمت خداوند براو باد.
مشيّت وتقدير خداوند بر اين قرار گرفت كه ما رادر منطقه قُناصرين «٣» با دشمنانمان روياروى سازد. به، نمى زيبد كه از ميدان جنگ بگريزم امروز روز گريز نيست وگريزگاهى نيز وجود ندارد خداوند به مانعمتى ارزانى داشته است كه توان شكرش رانداريم وقدرش را نمى دانيم وآن اينكه ياران برگزيده پيامبر (ص) وخوبان آنان با ما هستند. سوگند به خدايى كه به حال بندگان آگاه است، هنگاميكه هفتاد تن از بدريان «٤» با ما هستند اگر فرمانده ما سياهى حبشى ونشاندار باشد، سزاوار است كه با بينشى باز و رضايت خاطر به جنگ با معاويه برويم.
چگونه با بينشى عالى وخاطرى آسوده به جنگ آنان نرويم در حاليكه