سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٢
روزهاى جنگ بوجود آمدند. هنگامى كه لشكريان معاويه براى خاتمه دادن به جنگ قرآن ها رابرفراز نيزهها بلند كردند، برخى از سربازان امام (ع) فريب خوردند وخواستار توقف جنگ شدند وكار را به حكميت كشاندند. پس از آنكه حكميت به سود معاويه پايان گرفتهمين عده به حضور امام رسيدند و خواستار توبه آن حضرت شدند چون مى پنداشتند مسأله حكميّت كفر بوده است.
وقتى امام على (ع) نظرات جاهلانه آنان رانپذيرفت سر از اطاعت فرمان امام على (عليهالسلام) برتافتند ودر برابر آن حضرت ايستادند ودر صف دشمنان آن حضرت قرار گرفتند وبراى تحقق خواستههاى خود، نبردهاى خونينى براه انداختند وبه خوارج (شورشيان) معروف شدند. شورشيان دو درگيرى مهّم باامام (ع) داشتند: شورش خريّت ونبرد نهروان، درشورش خريت: امام عليه السلام معقل رابه فرماندهى چهار هزار نفر براى سركوبى آنان اعزام كرد معقل پس از سركوبى دشمن باپيروزى كال وغنائم بسيار باز گشت.
شخصيت نظامى معقل واعتماد وعنايت امام عليه السلام نسبت به او طى اين نبرد خونين به خوبى آشكار است.
الف. شورش خريت ناجى «خريت» يكى از افراد طايفه بنى ناجيه بود. طايفه بنى ناحيه از پيش سابقه تمرّد از فرمان امام (ع) راداشتند. خريت در جنگ صفين جزو سپاهيان امام (ع) بود پس از پايان جنگ وحكميّت دوحَكَم همراه سى تن از يارانش حضور امام آمد وباصراحت وبى شرمى گفت: نه به خداقسم از فرمانت اطاعت نمى كنم وپشت سرت نماز نمى گزارم وفردا از تو جداخواهم شد.
امام (ع) فرمود:
مادرت به عزايت بنشينداگر چنين كنى عهد وپيمان خود راشكستهاى و