سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٦
آنگاه امام (ع) از مردم خواستكه مردى استوار و دلاور را به او معرفى كنند. كه بتواند مردم رااز روستاها واطراف شهرها جمع كند سعيد معقل رامعرفى كرد.
امام نظرش را پذيرفتو معقل را به مأموريت فرستاد. «١» لشكرى عظيم آماده شد وبراى مبارزه بامعاويه براه افتاد كه خبر رسيد خوارج سربه شورش برداشته و درشهرها وباديه ها كشتار براه انداختهاند. امام على (ع) سپاه رابه طرف خوارج گسيل داشت. خارجيان در منطقهاى بنام نهروان گرد آمدند سپاه توحيد بدانجا رفت ودو گروه رودروى هم قرار گرفتند سعيد همراه طايفه خود دراين نبرد فعالانه شركت كردوهمانند جنگ هاى پيشين باپايدارى ودلاورى دشمن راشكست داد وحماسهها آفريد. همدان درجناح راست لشكر على (ع) قرار گرفتند وبافرمانده جناح چپ لشكر خوارج كه شريح نام داشت درگير شدند. «٢» هنگامهاى سخت بپاشد دلاوران همدان باايثار وجانبازى بىنظير دشمن راهلاك كردند. شريح به جانب ديوارى پناه برد واز آنجا جنگ را ادامه داد.
همدانيان به سوى او رفتند وپس از يك درگيرى خونين، شريح به هلاكت رسيد «٣» د. سعيد وسفيان غامدى معاويه به سال ٣٠ هجرت سفيان را بالشكرى بزرگ- شش هزارنفر- براى غارت شهرهاى هيت، انبار، ومدائن فرستاد وگفت:
هركس باتوهم عقيده نبود نابودش كن. «٤» سفيان به اين شهرها رفت ودست به كشتار وغارت زد گزارش حمله و تجاوز او