سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٣
او نه تنها سياست راخوب مىدانست بلكه توان استفاده از مكر وخدعه را هم به بهترين وجه داشت امّا به علت پاىبندى به اخلاق اسلامى اهل خدعه نبود.
خودش گويد:
اگر نبود اينكه از پيامبر (ص) شنيدم كه فرمود: جايگاه مكر وخدعه در آتش است همانا من از مكارترين اين امت بودم. «١» ز. ظلم ستيزى او از افرادى بودكه روحيه ستيز باظلم داشت بعد از پيامبر (ص) با كسانى كه برسركار آمدند، كنار نيامد ودرموقع مناسب حق رابه آنها گوشزد مىنمود و زير بار دستورهاى غير عادلانه نمىرفت. مثلًا وقتى از او خواستند ميله آسيابى را كه امام به گردن خالد بن وليد پيچيده بود باز كند تسليم نشد، با اينكه او راتهديد كردند. «٢» او بارها امام على (ع) رابرپيكار بامعاويه فرا مى خواند وعرض مىكرد: اى اميرمؤمنان! محبوبتر از تو كسى رانداريم كه زمام امور رابدست گيرد، وبراى اقامه عدل وداد واجراى احكام اسلامى بپاخيزد .. اى امام اگر معاويه رابه حال خود واگذارى تاهرحيله ومكرى بخواهد انجام دهد، آهنگ كشورهاى اسلامى رامى نمايد وباقلوب پراز كنيه، مملكت اسلامى راپر آشوب مىنمايد. «٣» وقتىبعد از شهادت امام على (ع) خواست باامام حسن (ع) بيعت كند گفت:
دستت را بياور تا بر كتاب خدا و سنّت پيامبر و جنگ بامنحرفان باشما بيعت كنم. «٤»