سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧
نبرد دركنار امام عبداللّه بن جعفر درصفّين همواره دركنار فرماندهى كلّ قوا، على (ع) و همچون سايه به دنبال آن حضرت بود ودر شدّت جنگ نيز هيچگاه او راتنها نمىگذاشت. دراينجا براى نمونه دو مورد راذكر مىكنيم:
١. دريكى از روزهاى جنگ، نبرد سختى درگرفت وجنگ تن به تن شد و برخى از نيروهاى امام فرار كردند. «مالك اشتر» سعى مىكرد آنان رابرگرداند و حضرت نيز ناظر صحنه بود. درآن هنگام از هرسو به سمت امام تير فرود مىآمد ازاين روامام به همراه عبداللّه كه دركنار عمويش على (ع) مراقب بود به راه افتادند تابه موضع (پرچمهاى) قبيله ربيعه رسيدند «١» ٢. روزى از روزهاى جنگ، سپاهيان على (ع) كنار خيمه حضرت گرد آمده منتظر بيرون آمدن آن حضرت بودند. يكى از فرماندهان معاويه به نام عمر وبن قيس (رئيس قبيله عك) به- معاويه كه زودتر از امام به ميدان آمده بود- گفت:
«حرف مرا زمين مگذار. دستور بده فرماندهان و رؤسا و سواران شام با حمله من يورش آورند، زيرااگر چنين كنند عراقيانشكست مى خورند.» معاويه دستور داد همه اهل شام به همراه او حمله كردند.
امّا درپاسخ به آنان، سپاه امام، كه عبداللّه درجمع آنان بود باشجاعت زيادى به مقابله بادشمن شتافتند وبه يارى امام (ع) پرداختند تادشمن بادادن كشتههاى فراوان رو به فرارگذارد. «٢» گواه قرارداد حكميّت چون مردم شام به داورى عمروبن عاص ومردم عراق به داورى ابوموسى