سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٣
قيس: كسى به اين القاب نيكو سزاوارتر است كه خداوند در شأن او فرموده:
«افَمَنْ كانَ عَلى بَيِنَّةٍ مِنْ رَبّهِ وَيَتْلُوهُ شاهِدٌمِنْهُ» «١» آيا آن كسى كه از جانب پروردگارش داراى دليل است و از خود شاهدى دارد.
و كسى كه رسول خدا او رادر غدير به خلافت منصوب كرد، وفرمود:
هركس من مولا و ولّى و سرپرست اوهستم على (ع) ولىّ وسرپرست اوست ودر تبوك در وصفش فرمود: نسبت تو به من مانند نسبت هارون است به موسى، جز اينكه بعداز من پيامبرى نيست. «٢» آرى، قيس اينچنين پيش ستمگرى همچون معاويه كه بيان فضايل امام على (ع) را ممنوع وسبّ او را واجب كرده بود به نقل فضايل امام مىپردازد، آن هم بطور علنى و نه يك فضيلت ودو فضيلت بلكه هرچه مىداند از آيات و روايات و شجاعتهاى امام رامىشمرد واين همان «افضل الجهاد» است كه رسول خدا (ص) فرمود:
انَّ افْضَلَ الْجَهادِ كَلِمةُ حَقٍّ عِنْدَامامٍ جائرٍ» «٣» بافضيلت ترين جهادها، گفتن سخن حق در نزد حاكم ستمگر است.
وفات قيس سرانجام قيس بن سعد بن عباده خزرجى، صحابه بزرگ رسول خدا، محبّ و مدافع اهلبيت رسول خدادر اواخر حكومت معاويه در سال ٥٩ يا ٦٠ هجرى دارفانى راوداع كرد. «٤» رحمت و رضوان و بركات خدا بر او باد.