سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧١
برهماوران خود برترى يافتندايمن بن حزيم از شاعران طرفدار معاويه وقتى غلبه ياران امام على را ديد دراشعارى معاويه را سرزنش كرد وگفت:
مردانى از قريش را در برابر گروهى از مردان يمن كه تو راامكان راندن آنها نبودبسيج كردى دربرابر قيس ياعدى بن حاتم واشترتنى چند نا آزموده راكه به پيكار گماشتى چه ارزشى باشد. دست از آنان بدار، نه به خدا تو راياراى رويارويى آ سرداران صدر اسلام(ج٤) ٨٢ در ملاقات با معاويه ص : ٨٢ شكار، باآنان نيست، پس براى غلبه برآنان به نيرنگ متوسل شو. «١» رشادتهاى انصار، خصوصاً كسانى همچون قيس بن سعد، معاويه را زمين گير كرده بود معاويه به گرگى تيرخورده مى ماند، براى تضعيف روحيّه، به تحقير انصار پرداخت ونعمان بن بشير انصارى ومسلمه بن مخلّد انصارى راكه از همراهان او بودند فرا خواند وبرسر آنها داد كشيد كه:
بنگريد، آنچه از اوس وخزرج به روزمن آمده مرا اندوهگين ساخته است آنان باشمشيرهاى آخته پيش مىتازند وهماورد مى طلبند و به خدا سوگند كار را به آنجا كشاندهاند كه جمله ياران من، دلير وترسو، به وحشت افتادهاند.
سخنان معاويه به گوش قيس رسيد انصار راجمع كرد وگفت: شنيدهايد كه معاويه چه گفته است.
به خدا اگر امروز او راخشمگين كرده ايد، قبلًا هم او رابه خشم آورده ايد وهمچنانكه درعصر اسلام او راتحت فشار قرار دادهايد درعصر جاهليّت هم چنين كرده ايد گناه بزرگ شمادر نزد او جز يارى دين خدا نيست، پس امروز چنان در يارى دين بكوشيد كه آنچه از گذشته ديده فراموش