سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦
غافل و بى خبر هستى از آنچه من از رسول خدا (ص) درباره آنها و پدر و مادر آنها شنيدم. آنچه شنيدم حفظ كردم و فهميدم و روايت كردم. گفت:
اى فرزند جعفر، به ما بگو. بخدا سوگند تو نه دروغ مى گويى و نه مورد اتّهام هستى. «١» سپس عبداللّه مقدارى از سخنان پيامبر (ص) را درباره امامت على (ع) به معاويه بازگو كرد.
شركت در دفن امام حسن (ع)
ابن عباس گويد:
چون امام حسن (ع) به شهادت رسيد، امام حسين (ع)، من و عبداللّه بن جعفر و فرزندم على را به حضور طلبيد و پس از غسل و كفن، آن حضرت را در بقيع در جوار مادر بزرگش فاطمه بنت اسد به خاك سپرديم. «٢» پاسخ بيعت خواهى براى يزيد معاويه اندكى پس از درگذشت امام حسن (ع)، يزيد را وليعهد خويش خواند و به استانداران خود و همچنين استاندار مدينه دستور داد مردم مدينه را به بيعت دعوت كند و نام كسانى را كه كوتاهى مى كنند به او گزارش دهد.
استاندار مدينه نام افرادى را كه با بيعت نمودن با يزيد مخالفت كردند به معاويه گزارش داد كه نام عبداللّه بن جعفر نيز در آن بود.
معاويه براى عبداللّه بن جعفر نامه اى نوشت كه مضمون آن چنين بود.
«... مىدانى كه تو را بر ديگران ترجيح مى دهم و نسبت به تو و