سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٨
كرد: هنوز شمشير هايى كه با آن در صفيّن با تو مى جنگيديم، در دستمان است.
معاويه: مرا تهديد مى كنى؟
جاريه: بله اين حكومت را از پيروزى در صحنه نبرد كه بدست نياورده اى، بلكه با ما پيمانهائى امضاء كرده اى. اگر به عهدهاى خود وفا دار بمانى، ما نيز نقض نخواهيم كرد. و اگر در سر فكر ديگرى دارى ما نيز مردانى دلاور داريم كه از هر جهت آماده اند. هم اينك شجاعانى زره پوش با نيزه هايى آخته، آماده اند تا پاسخت رابدهند و ترا بجايت بنشانند. اگر قصد دارى با نيرنگ با ما رفتار كنى، ما نيز ساكت نمى نشينيم و پاسخ دندان شكنى خواهيم داد.
معاويه: خداوند نمونه هاى ترا در مردم زياد نكند.
جاريه: با ادب باش، احترامت را نگهدار. همانند هيزم كشان و بيابانگردان دعا مىكنى. «١» به سوى ابديت سرانجام جاريه پس از يك عمر مبارزه و تلاش صادقانه در راه اسلام و مسلمانان و اطاعت از مولاو پيشواى خود امير مومنان (ع) و امام حسن (ع) در (اوايل) حكومت يزيد چشم از جهان فرو بست و بسوى مولايش على (ع) كه همواره در اطاعت و خدمت اوبود، پرواز كرد. «٢» خدايش رحمت كند و با مولايش محشور گرداند.
«احنف» بر جنازه او نماز گذارد و گفت:
«خداى تو را رحمت كند كه بر ثروتمندى حسادت نورزيدى و بينوايى را تحقير نكردى.» «٣»