سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٧
جاريه: (بس كن) اينطور حرف نزن! مرا به زنبور تشبيه مى كنى؟. زنبور كه خوب است بزاقى شيرين دارد و حامى دوستانش است، ولى به خدا سوگند «مفهوم لغوى معاويه» يعنى سگى كه ديگر سگ ها را بصدا در مى آورد. و اميّه مصغّر امه به معنى كنيز است.
معاويه: بس است. جاريه: گفتى و شنيدى. معاويه: نزديك بيا در كنارم روى تخت بنشين. جاريه: (هرگز) چنين نمى كنم. معاويه: براى چه؟
جاريه: آندو تن ترا از جايگاه اصلى ات دور كرده اند، هيچ مايل نيستم با آنان شريك باشم.
معاويه: نزديك تر بيا. تا رازى را به گوشت بگويم.
جاريه كمى نزديك رفت بحدى كه معاويه بتواند سخنش را بگويد.
معاويه: ايندو را مى بينى؟ دينشان را خريده ام.
جاريه: (آندو سرداران صدر اسلام(ج٤) ١٨٠ منابع و مآخذ ص : ١٧٩ كه چيزى نيستند) اگر ميتوانى دين مرا بخر.
معاويه: بلند سخن مگو. «١» زبانى به قاطعيت شمشير و روزى ديگر:
معاويه: تو همانى كه همراه على بن ابى طالب، آتش جنگ «صفين» را شعله ور ساخته با ما جنگ كردى، دوستانت را براى مبارزه فرا مى خواندى و خون مردم را مى ريختى؟
جاريه: اين سخنان را رها كن. از وقتيكه على (ع) را دوست داشته ايم هيچگاه كينه اش را بدل راه نداده ايم و بدگوئيش رااز هيچ كس نپذيرفتهايم.
معاويه كه از حاضر جوابى و دفاع او از على (ع) سخت ناراحت شده بود، چاره اى نديد جز اينكه اوراتحقير كند. و جاريه نيز پاسخ توهين او را داد. و اضافه