سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٥
كرد تا خود و سربازانش استراحت كرده و تجديد قوا نمايند، او درعين حال در جستجوى بُسر بود و اخبار او را پى گيرى مى كرد كه به او گزارش دادند بُسر به مكّه رفته است. بى درنگ لشكر را بسوى مكّه حركت داد. وقتى لشكر به مكّه رسيد كه «بُسر» به «يمامه» گريخته بود.
جاريه در مكّه خبر شهادت على (ع) را شنيد. شهادت على (ع) جاريه را سخت افسرده كرد. آنگاه به مردم گفت:
- «برخيزيد و بيعت كنيد.» - با چه كسى؟
جاريه: «با امام حسن. آيا انتظار داريد مردم كوفه با شخصى جز امام حسن عليه السلام بيعت كرده باشند. برخيزيد و بتوسط من با امام حسن (ع) بيعت كنيد.» مردم برخاستند و با امام حسن (ع) بيعت كردند. «١» پس از آن جاريه به مدينه آمد وبه مسجد پيامبر (ص) رفت. و در خطابهاى به مردم گفت:
«اى مردم! از روزيكه على (ع) ديده برجهان گشود تا روزيكه بدرود حيات گفت و تا روزيكه برانگيخته شود. بنده اى از بندگان صالح خدا بود. به اندازه مقدر زندگى كرد و به اجل مقرر درگذشت.
شهادت پسر عموى پيامبر و بهترين مهاجران و بزرگ مسلمانان نبايد سرزنشگر را خوش آيند باشد هان اگر بدانم كه يكى از شما شماتت كننده است (على را)، براى تقّرب به خداوند خونش را مى ريزم و زودتر روانه دوزخش مى كنم. اينك برخيزيد و با امام مجتبى (ع) بيعت كنيد.»