سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٩
ب. حامى امام در صفّين هنگاميكه امام تصميم گرفت براى پيكار با معاويه به سوى شام حركت كند مهاجرين و انصار را نزد خود فراخواند و پس از حمد و ثناى پروردگار گفت:
«ياران راى شما محترم، خردتان ارجمند گفتارتان راست و كردارتان متين است. من قصد دارم به سوى شام رهسپار شوم و از شما مى خواهم بگوئيد نظرتان چيست.» «١» ياران امام يكايك برخاستند و به حمايت از تصميم حضرت سخنانى گفتند تا نوبت به يزيد بن قيس رسيد او نيز (شوق جهاد خود را) چنين بازگو كرد:
«اى امير مومنان ما از نظر تجهيزات و نيرو آماده ايم و بيشتر افراد، نيرومند و توانا هستند در ميان آنان مريض و ناتوان، وجود ندارد. منادى خود را بفرست تا مردم را ندا دهد كه به لشكرگاهشان در نُخَيْلَه «٢» بروند زيرا برادر جنگ (يعنى رزمنده) خسته نگردد و تنبلى بر او نشايد و هر گاه فرصتى پيش آيد بتأخير نيندازد تا بمشورت و رأى زنى پردازد و آن زمان كه جنگ فرا رسد، سرداران صدر اسلام(ج٤) ١٣١ ج. فرماندهى شش قبيله ص : ١٣١ امروز و فردا نمى كند.» «٣» ج. نماينده نظامى امام به سوى معاويه پس از نامه نگارى ها و رفت و آمد پيك ها و اتمام حجت امام (ع) بر معاويه سرانجام در سال ٣٧ هجرى جنگ صفين آغاز شد. در ابتدا برخوردهاى كوچكى ميان دو لشكر صورت گرفت اما در ماه ذى الحجه گاه در يك روز دوبار درگيرى