سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٢
ج. اشعارى در مدح سعيد حجر بن قحطان خطاب به سعيد بن قيس درصفين شعرى به شرح زير سرود:
سعيد اى فرزند قيس هلا «١» كه بديدار تك سواران دلاور همدان چشمها روشن وخرسند ميشوند.
سوارانى باتجربه كه برماده شتران تيز تك كوهان دراز گسترده شانه، نشستهاند. واستوار باگامهايى نيرومند شنهاى بيابان راباحركت سم هاى خود پيش وپس مى رانند.
امير (ع) آنان رادربرابر پسر هند- معاويه- وسپاه او آماده كرده است.
آه اگرآنروز معاويه از چنگ همدان نگريخته بود نخستين كسى بود كه هلاك مىشد «٢» درآن روز وهرروز سخت ديگرى خورشيد درنظرش بس تيره وسياه بود.
ستايش خداى راكه سواران همدان به گاه دشوارى وسختى، دژهاى استوار و سنگرهاى مقاومند كه از مردان نيازمند دفاع ميكنند.
به امير مؤمنان عليه السلام بگو: هرزمان كه بخواهد ما را بخواند كه ما، در دامن سختىهابزرگ شدهايم، ما از مادران (دريادل) حمير وكنده شيرخوردهايم، حمير وربيعه: آندو طايفه سبك بال ودلاور و قبايل دشمن: عكّ ولَحْم از ترس همانند كنيزكان آلوده وبيمار، زاريشان به آسمان بلند است. «٣»