سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١١
آنگاه فرمود:
اگر دربان بهشت مى بودمبه همدانيان مى گفتم به سلامت وارد شويد. «١» و در جاى ديگرى فرمود:
به خداسوگند اگر تقسيم بهشت بدست من مىبود همدان را دربهترين مكانش جاى مى دادم. «٢» ب. خاطرهاى از صفين سعيد مىگويد:
روزى درميدان جنگ مردى راديدم كه تنها اسلحه كوچكى در دست داشت و به دشمن نزديك بود اسبم رابسوى او راندم، ديدم اميرمؤمنان عليهالسلام است. عرض كردم: اى اميرمؤمنان! درچنين جايى (اينچنين)؟
آيا نمى ترسيد مورد حيله دشمن قرار گيريد و (خداى ناخواسته) ...
امام (ع) فرمود:
اى سعيد! همه بندگان از جانب خداوند حافظ ونگهبان دارند و هيچ بندهاى نيست كه چنين نباشد. دو فرشته نگهبان، آدمى رااز خطرات حفظ مىكنند و نمىگذارند از سركوهى سرنگون شود ويا به چاهى درافتد ولى اينهمه درصورتى است كه اجلش فرانرسيده باشد ولى وقتيكه قضاى الهى فرودآمد واجلش فرارسيد، فرشتگان او رانسبت به همه چيز رها مىكنند. «٣»