سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٧
به امام (ع) رسيد حضرت از مردم كمك خواست، ولى آنان سستى كردند وبه نداى امام پاسخ مثبت ندادند وبرخى سخنانى گفتند كه امام (ع) راناراحت كرد.
دراينجا سعيد لازم ديد كه بارديگر حمايت خود رااز امام خويش اعلام كند.
برخاست وگفت:
اى اميرمؤمنان! خداوند تراغمگين نسازد. به م سرداران صدر اسلام(ج٤) ١١٩ ب. حامى امام در صفين ص : ١١٩ ا فرمان ده تا از آن پيروى كنيم. به خداسوگند اگر مالهايمان، فرزندانمان وخاندانمان رادر راه اطاعت تو از دست بدهيم، هيچگاه بى صبرى نخواهيم كرد. «١» امام (ع) در پاسخ فرمود:
خود راآماده كنيد. من ترا باهشت هزار نفر به تعقيب غارتگران مى فرستم. آنان راتعقيب كن تا از سرزمين عراق بيرونشان كنى. «٢» سعيد حركت كرد وبه سرزمين عانات «٣» رسيد درآنجا هانى رابالشكرى به دنبال سفيان فرستاد. هنگامى كه هانى به منطقه رسيد دشمن گريخته بود، لذا سعيد بالشكرش بازگشت «٤» ه. سعيد درعصر امام حسن (ع)
پس از شهادت على (ع) وبيعت مردم با امام حسن (ع) سعيد درجمع ياران وفرماندهان هنگامى كه امام از لشكركشى معاويه به سوى عراق آگاه شد به يارانش فرمود تامردم رادرمسجد جمع كنند وقتى مردم جمع شدند وخلقى انبوه گرد آمد سعيد آمادگى مردم رابراى شنيدن بيانات حضرت اعلام كرد.
امام به مسجد آمد ودرباره جهاد درراه خدا بامردم سخن گفت.